تیر ۲۵
چی میکشم من
اصولا چون بابام خیلی مایه دار بود تصمیم گرفت که خانواده ی بزرگی تشکیل بده ! این شد که از ۴ تا زنی که گرفت حاصلش ۲۵ بچه بود که از این ۲۵ بچه ۱۳ پسر و ۱۲ دختر بودن که من در واقع ۱۳ امین و نحس ترین بچه ی خانواده بودم . واسه همین بابام که جو گیر شده بود منو طالع نحس نامید و در روز ۶ ام از ماه ۶ ام از سال ۶ ام تولدم منو به قتل رسوند . خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه .


حاجی خسته نباشی! پس بگو اصلا نمیدونستی که ما برات کامنت مینوشتیم! منو بگو فکر میکردم سانسورشون میکنی!
۲۶ تیر ۸۴ at ۶:۴۵ ق.ظ #اصولا کودنی باعث دردسره دیگه . ادم بلد نباشه همین میشه . تازه دارم یاد میگیرم .
۲۶ تیر ۸۴ at ۶:۵۵ ق.ظ #راست میگی حاجی بابات چهار تا زن گرفته؟؟؟!!!
۲۶ تیر ۸۴ at ۳:۰۲ ب.ظ #نه بابا خالی بستم . یعنی تابلو نیست ؟
۲۶ تیر ۸۴ at ۳:۱۸ ب.ظ #نه بابا تابلو بود دیگه خالی بستم.
۲۶ تیر ۸۴ at ۳:۲۰ ب.ظ #حاجی دعات داره مستجاب میشه ! مافیات آدم شدا !
۲۷ تیر ۸۴ at ۱:۰۳ ق.ظ #جدی میگی حاجی جون؟؟!چه داستان جالبناکی…
۲۸ تیر ۸۴ at ۳:۱۰ ب.ظ #