آذر ۲۳
۴

گاهی وقتها

گاهی وقتها به این فکر میکنم که اگه فکر کردن نبود چی میشد!
گاهی وقتها به این فکر میکنم که چرا باید اینقدر زندگی رو به خودم سخت بگیریم.
گاهی وقتها به خودم میگم کمی به مرگ هم فکر کن اما افسوس که هیچ وقت نمیتونم حرف خودم رو گوش کنم.
معذرت میخوام که مدتهاست از خودم نمی نویسم . دیگه خودم رو فراموش کردم . الان تنها چیزی که برام مهم شده اینه که دیگران مشکلشون چیه . تنها چیزی که برام مهمه اینه که دیگران در مورد من چه فکری میکنن.
خیلی وقته کلمه ی من برام مثل یک توهم شده .

چون عهده نمی‌شود کسی فردا را حالی خوش کن تو این دل شیدا را
می نوش بماهتاب ای ماه که ماه بسیار بتابد و نیابد ما را

این نوشته ۴ نظر دارد. نظرتان را اضافه کنید.

  1. کامیار
    http://kamiar.net

    ۲۳ آذر ۸۴ at ۴:۲۳ ق.ظ #
  2. siavash

    من رو فراموش کردن خیلی خوبه! منتها وقتی که این فراموش کردن دوباره منجر به بازگشت به خود نشه! مثلا اینکه دیگران واست اهمیت داشته باشن عالیه! منتها نه اون وقتی که دیگران رو فقط با این نگاه ببینی که در مورد تو چی فک میکنن!

    ۲۳ آذر ۸۴ at ۱۰:۴۰ ق.ظ #
  3. منم همینطور… Smilie Smilie Smilie

    ۲۳ آذر ۸۴ at ۷:۵۰ ب.ظ #
  4. sade

    ن اولین باره میم بلاگ شما باید بگم نوشتهاتون خیلی دل نشینه

    ۲۴ آذر ۸۴ at ۱۱:۱۲ ق.ظ #

نظر بدهید