دیروز شیطان را دیدم. در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود؛ فریب میفروخت. مردم دورش جمع شده بودند، هیاهو میکردند و هول میزدند و بیشتر میخواستند. توی بساطش همه چیز بود: غرور، حرص،دروغ و خیانت، جاهطلبی و … هر کس چیزی میخرید . و در ازایش چیزی میداد. بعضیها تکهای از قلبشان را میدادند [...]
بساط شیطان
مثبت اندیشی
خوب دیدم که این مطلب مناسبه گفتم که شما هم بخونید :
مثبت اندیشی موقتی آن هم تنها برای چند لحظه کوتاه، چیزی عایدتان نخواهد کرد. باید ترس های خود را کنار بگذارید و سست ارادگی و بی عقیدگی را از خود دور کنید.با اتکا به تفکرات مثبت کارهای روزمره را راحت تر میتوان به پایان [...]
آغاز کسی باش که پایان تو باشد…
هرچه کمتر آرزو داشته باشید محرومیت شما کمتر است
نمیدونم تبلیغ دوربین دیجیتال سونی رو دیدید یا نه .
میگفت زندگی دکمه ی بازگشت ندارد.
واقعیت هم همینه . ما آدمها یاد گرفتیم که فقط افسوس گذشته رو بخوریم . وقتی آینده رو نمیبینیم یا دوست ندارم ببینیم . همیشه برمیگردیم به گذشته و یه آه میکشیم و زمین و زمان رو مقصر اشتباهات خودمون میکنیم [...]
لابروی میگه :
دارندگان قلبهای پاک هیچگاه راحت و خوشی را بخود نخواهند دید زیرای خوشی و راحتی خود را فدای اعتلاء و ترقی دیگران نموده اند
دیشب خوابتو دیدم.
دیشب خواب دیدم اونم چه خوابی… حالا گوش کن تا تعریف کنم خواب دیدم مردیم و داریم میریم بهشت… توی راه تو خسته شدی و من کولت کردم… سر پل صراط که رسیدیم من خسته شدم و تو منو کول کردی… دم در بهشت که رسیدیم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بیا [...]

